صفحه اصلی / حقوق و وکالت / اخلاق حرفه ای وکالت

اخلاق حرفه ای وکالت

اخلاق حرفه ای یکی از مقوله هایی است که در دنیای امروزی در هر حرفه ای مطرح بوده و حرفه وکالت نیز از این گستره مستثنا نیست. وکلا باید در اخلاق حرفه‌ای خود سه امر مهم صداقت، صراحت و تعادل را به عنوان اصل و اساس وکالت خود قرار دهند.

اخلاق حرفه ای وکالت، گستره ای از ارزش های اخلاقی را در بر می گیرد که در عرصه وکالت ظهور می یابند و ضرورت رعایت آن ها مطرح می شود به نظر نگارنده اخلاق حرفه ای وکالت به سان سکه ای دو رو است که یک روی آن در چارچوب« حق شهروندی» برای مراجعین و موکلین نمودار می گردد و روی دیگر آن در قالب «تکلیف برای وکلا».

اهمیت اخلاق حرفه ای ، در مشاغل اجتماعی مهمتر و بویژه در حرفه وکالت و به طور اخص وکالت دادگستری ، به نحو چشمگیری با اهمیت تر است. وکالت از عقود امانی است و انعقاد آن مسبوق به جریان اعتماد و اطمینان بین وکیل و موکل است. وکیل به مناسبت شغل و حرفه خود ، از اسرار موکل آگاه می شود و موکل طی آن ، ضمن بازگویی و تعریف مسئله ،‌وکیل را از بخش عمده ای از نهفته های موضوع آگاه می سازد و اورا در آن موضوع خاص حاکم بر سرنوشت خود می سازد . رابطه موکل و وکیل ، غالبا رابطه موکلی است که به هر دلیل گرفتار مصیبتی شده ،‌مصیبتی که مال ،‌آزادی ،‌حیثیت یا حتی جان وی را در برگرفته است و وکیلی که بنا به تصور موکل به جهت داشتن تخصص و تجربه خاص می تواند موکل را از مصیبتی که به آن گرفتار آمده رهایی بخشد. پس از انعقاد قرارداد وکالت ، همه چشم امید موکل به وکیل و نتیجه کار اوست . معیار سنجش موفقیت وکیل ، از نظر موکل ، فراتر از آنچه که قانون مقرر داشته و یا حتی در روابط طرفین مقرر شده است ، نتیجه کار وکیل است و موکل غالبا در ضمیر خود نمی تواند ، با اعتماد به تلاشی که وکیل در راه حصول نتیجه مصروف داشته است از عملکرد وکیلی که اقدامش منتهی به نتیجه نشده است راضی باشد. اینها فقط بخشی از پیچیدگیهای رابطه وکیل و موکل است که نشان می دهد که رابطه وکیل و موکل فراتر از چیزی است که بتواند بموجب قانون و یا قرارداد تنظیم شود

اخلاق حرفه‌ای وکالت و حق شهروندی
رابطه اخلاق حرفه ای و حق شهروندی را در دو جلوه می توان بررسی کرد: یکی تکلیف وکیل بر اعمال موازین اخلاق حرفه ای و حق موکل در این راستا و دیگری، ضرورت حمایت از حق وکیل در مقابل اخلاق حرفه ای.
الف) اخلاق حرفه‌ای وکیل در ارتباط با موکل: تکلیف وکیل و حق موکل
وکیل در ارتباط با مراجعین و موکلین خویش از نظر حرفه ای دارای تکالیفی است که پشتیبان این تکالیف در وهله نخست، اخلاق است.
در این جلوه از رابطه میان وکیل و موکل است که با تأکید بر موکل می توان از «ضرورت رعایت اخلاق حرفه ای نسبت به موکل» به مثابه ی «حقی شهروندی برای موکل» یاد کرد.

به تعبیر دیگر، در مورد اخلاق حرفه ای و حقوق شهروندی در ارتباط با موکل می توان اذعان داشت که رعایت اخلاق حرفه ای وکلا در ارتباط با وی به مثابه ی حقی شهروندی است که وکلا باید در همه حال، این گزاره ها را مورد توجه قرار دهند. در نتیجه، در این قالب، موکل به عنوان یک شهروند مستحق آن است که وکیل در رابطه وکالتی خود با او، موازین اخلاق حرفه ای را رعایت نماید و از این منظر وی را به عنوان شهروندی از جامعه خود، مشمول موازین اخلاق حرفه ای وکالت نماید.

با چنین اوصافی، اخلاق حرفه ای یا اصول و قواعد اخلاقی را می توان به مثابه ی سکه ای دو رو تلقی نمود که از یک سو حاوی حق و

پاسخ گویی به نقض اخلاق حرفه ای به مثابه ی حقی شهروندی از سوی نهاد وکالت نه تنها حق موکل را تضمین می کند، از مداخله حکومت در وادی وکالت نیز جلوگیری می نماید.

از سوی دیگر حامل تکلیف است، چندان که وجود یکی بدون دیگری معنا نخواهد داشت. حق مزبور متعلق به «موکل» بوده و آن عبارت است از ضرورت رعایت اخلاق حرفه ای وکالت نسبت به وی در مراودات و مناسبات با وکیل خویش.

نتیجه گیری:
در دنیای امروز به روشنی می توان مدعی بود که اخلاق حرفه ای و ضرورا آن به مثابه ی یک حق نمودار می گردد. حقی برای موکل که باید در ارتباط خویش با وکیل از آن برخوردار بوده و به واقع، وکیل، آن را در مراوده با موکلش رعایت نماید.
به علاوه، روی دیگر آن به شکل تکلیفی نمودار می گردد که وکیل چون در جامه حرفه وکالت ظاهر می گردد ناگزیر به رعایت آن است. به واقع، اخلاق حرفه ای شبیه وسیله ای دو لبه است که یک لبه آن حق و لبه دیگر آن تکلیف است. حقی برای موکل و تکلیفی برای وکیل. اما به واقع زمانی می توان در عالم عمل شاهر این مقوله باشیم که لوازم تحقق آن نیز فراهم باشد. باید بسترهای لازم برای تحقق بایسته های اخلاق حرفه ای فراهم باشد تا بتوان هم بر چهره تکلیف وکیل رنگ و لعاب روشنی بخشید و هم حق موکل را برای وکیل نمایان ساخت.

با این حال، گرچه وکیل در رابطه با موکلش وظیفه دارد تا موازین اخلاقی را رعایت نماید، خود باید در مقابل اخلاق حرفه ای وکالت مورد حمایت قرار گیرد.

به گونه ای که اخلاق حرفه ای به تعریف درآید و گستره آن به روشنی شناسایی و تعیین دامنه آن می تواند ابزاری باشد تا بتوان از حقوق شهروندی و بشری وکیل نیز حمایت به عمل آورد. نباید اخلاق حرفه ای چندان وسیع تعریف گردد که تمامی زوایای زندگی وکیل را دربر گیرد و وی را از حقوق و آزادی های اش محروم سازد.

زیرا در این صورت و به واقع در این تعارض، اساساً غلبه با توجه وکیل به حقوق و آزادی های خود بوده و رعایت اخلاق حرفه ای در وهله دوم قرار می گیرد. چنین وضعیتی منجر به فنای اخلاق حرفه ای و بی نظمی در جامعه وکلا می گردد.

بر این اساس، اخلاق حرفه ای از دامنه ای برخوردار است که ناقض حقوق و آزادی های وکیل نباشد. به گونه ای که تا محدوده ای قبلیت اعمال داشته و تا گستره ای باید تعریف گردد که حقوق و آزادی های شهروندی وکیل را تحت شعاع خود قرار ندهد.

اینک که نهاد وکالت در حال تهیه و تدوین منشور اخلاق حرفه ای وکلا می باشد، باید به این مهم توجه نماید و ضمن عنایت مضاعف به حقوق و آزادی های وکیل به عنوان یک بشر و نیز یک شهروند، رعایت اخلاق حرفه ای را نیز در عمل تضمین نماید.